خانه » حیوانات » کاسکوهای وارداتی
کاسکوهای وارداتی
آخرین بروزرسانی در خرداد ۱۳۹۸

کاسکوهای وارداتی

ما نباید پذیرایی از کاسکوهای وارداتی را از مرحله وارد شدن آن‌ها به خانه خودمان برنامه‌ریزی کنیم و نباید طول مدت ماندن آن‌ها در فروشگاه‌های پرنده را کم‌اهمیت بشماریم. کاسکوها از لحظه صید شدن، تحت شدیدترین استرس‌ها قرار می‌گیرند. این استرس‌های وارده به کاسکوها را می‌توان به مجموع دردهایی تشبیه کرد که در اثر حمله و شبیخون عمال یک حاکم چپاولگر به قومی از مردمان بی‌آزار وارد می‌شود. در چنان حمله‌های وحشیانه، شماری از مردان، زنان و کودکان معصوم کشته می‌شوند، گروهی فرار می‌کنند و گروهی اسیر می‌شوند.

کاسکوهای وارداتی
کاسکوهای وارداتی

ترس کاسکو

کاسکوها به دلیل داشتن عقل، قدرت تفکر و تجزیه‌وتحلیل و هوش بالا، از ماجرای به اسارت گرفته شدن خودشان به‌شدت زجر می‌کشند و به همین دلیل است که از بین تمامی پرندگان و حیوانات درنده شکارچی، از درنده‌ترین و بی‌رحم‌ترین حیوانی که انسان نام‌گرفته است، بیش از هر درنده دیگری می‌ترسند.

کاسکوها برای این‌که موردحمله پرندگان شکارچی شب فعال و حیوانات درنده قرار نگیرند، به‌صورت گله‌ای شب‌ها را روی بلندترین شاخه‌های درختان یک منطقه جنگلی سپری می‌کنند و در هنگام سپیده‌دم، با به پرواز درآمدن اولین کاسکو، بقیه افراد گله به دنبال آن به پرواز درمی‌آیند و با حرکتی افقی به‌سوی منابع غذا می‌روند و در هنگام غروب آفتاب، به نقاط مسکونی خودشان برمی‌گردند، کاسکوها به دلیل داشتن الگوی محافظه‌کارانه در محفوظ نگه‌داشتن خودشان از حمله دشمنان طبیعی، کمتر توسط آن‌ها صید می‌شوند؛ اما آن‌ها با همه عقل و هوشی که دارند، به‌هرحال توسط “آدم‌ها” صید می‌شوند و به همین دلیل است که آن‌ها پس از صید شدن تا مدت‌ها از آدمیزاد به‌عنوان خطرناک‌ترین دشمن خودشان می‌ترسند.

جالب‌توجه است که بسیاری از آن‌ها به علت شدت همین ترس است که به بیماری ترس دچار می‌شوند یا سکته می‌کنند و می‌میرند. به‌هرحال، اگر دچار بیماری ترس نشوند و نمیرند، بازهم چندین ماه طول می‌کشد تا نسبت به انسان «صاحب خودشان» اعتماد پیدا کنند و تا وقتی این اعتماد را پیدا نکنند، همچنان از صاحب خودشان می‌ترسند.

توصیه‌هایی در ارتباط با کاسکوهای وارداتی اسیرشده – بخش اول

در طبیعت، جانوران شکارچی حیوانات یا پرندگان ضعیف‌تر فراوان‌اند و هریک از آن‌ها نیز خودشان دشمنانی دارند؛ اما به کاسکوهای وارداتی اسیر، ثابت‌شده است که انسان خطرناک‌ترین دشمن آن‌ها بوده و این انسان است که موجب جدا شدن آن‌ها از خانه و خانواده و همنوعانشان شده است. متأسفانه نه صیادان نه صادرکنندگان، نه واردکنندگان و نه فروشندگان؛ هیچ‌یک به استرس‌های موجود در کاسکوهای وحشی صیدشده فکر نمی‌کنند و هیچ‌یک در فکر ایجاد شرایط رفاه وزندگی مناسب برای آن‌ها نیستند.

آن‌ها همه فقط در فکر تبدیل کاسکوها به پول هستند. البته تا بوده، همین بوده است و انسان از وقتی‌که خودش را شناخته است، با صید و یا شکار حیوانات و پرندگان شکم خودش را سیر کرده و دیگر نیازهای خودش را برطرف کرده و یا از صید و شکار پرندگان و حیوانات به‌عنوان یک تفریح و سرگرمی استفاده کرده و همیشه رابطه همه انسان‌ها با طبیعت چنین بوده و لذا من هم نمی‌توانم به آن ایراد بگیرم؛ اما رفتار انسان‌های درگیر با صید و حمل‌ونقل و صادرات و فروش کاسکوها از این نظر قابل انتقاد است که آن‌ها علی‌رغم اینکه پول کلانی از این پرندگان باهوش درمی‌آورند، هیچ تلاشی برای کاهش استرس وارد شونده به آن‌ها نمی‌کنند و هیچ اهمیتی به رفاه یا عذاب کشیدن آن‌ها نمی‌دهند.

نکته

شاید شما خیال کنید که چون صیادان، قاچاقچیان و فروشندگان افرادی هستند که غالباََ از تحصیلات بالایی برخوردار نیستند، فقط آن‌ها هستند که در فکر رفاه کاسکوها نیستند و اهمیتی نمی‌دهند که رفتارهای ناهنجار و هولناکشان موجب ترسیدن و حتی سکته کردن آن‌ها می‌شود؛ اما با نهایت تأسف باید بگویم که اصولاً نسل بشر چنین بی‌رحم است و همه انسان‌ها به‌نوبه خودشان چنین رفتارهایی را با حیوانات دارند.

اسیرشده
کاسکوهای وارداتی اسیرشده

توصیه‌هایی در ارتباط با کاسکوهای وارداتی اسیرشده – بخش دوم

دامپزشکان، تحصیل کرده‌های عالی‌ای هستند که مردم وقتی کاسکوشان ناخوش می‌شود، به آن‌ها مراجعه می‌کنند. این افراد نیز همچون پزشکان در هنگام فارغ‌التحصیلی قسم یاد می‌کنند که خیانتی در کارشان با بیمارانشان نکنند؛ اما برخی از آن‌ها نیز به‌زودی این قسم را فراموش می‌کنند و جان بیماران خودشان و حتی کاسکوهای «بچه صفت» و منافع و عواطف صاحبان آن‌ها را به‌سادگی قربانی پول می‌کنند.

باکمال تأسف روزی نیست که یک یا دو خانواده کاسکودار مراجعه‌کننده به من نشان‌های دیگری از بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی چنان افراد را نزد من نیاورند و هر بار بیش‌ازپیش موجبات تأثر مرا فراهم نکنند. آری! مراجعین فراوان با کاسکویی نیمه‌جان پیش من می‌آیند. آن‌ها هریک به خاطر موردی خاص به من مراجعه می‌کنند، اما آن‌هایی که پس از نیمه‌جان کردن کاسکوی خودشان توسط یک دامپزشک نزد من می‌آیند، مشکلشان غالباً در این خلاصه می‌شود که یک دامپزشک بی‌مسئولیت، کاسکوشان را که فقط برای معاینه یا امری جزی نزد او برده‌اند، آن را به حالت مرگ انداخته است.

ای‌کاش مرجعی وجود داشت که چنین موارد را مورد پیگرد قرار می‌داد تا آن‌هایی که از کاسکو یا هر پرنده زینتی یا حیوان خانگی هیچ نمی‌دانند، به خودشان اجازه ویزیت کردن این بازیچه‌های عزیز مردم را ندهند. در نظر داشته باشید که کاسکوها حیوانات بسیار حساسی می‌باشند لذا قبل از خرید آن، حتماً دقت و فکر فرمایید که بعدها زمینه ناراحتی خود و کاسکو را ایجاد نکنید.

داستان یک ماجرای غم‌انگیز

خانواده‌ای که تصور می‌کند سرفه یا عطسه کاسکوشان به علت سرماخوردگی آن است (درحالی‌که این سرفه‌ها و عطسه‌ها فقط تقلید صدای سرفه و عطسه است که کاسکو به‌تازگی یاد گرفته است)، آن را نزدیک دامپزشک بی‌تجربه می‌برند و او درحالی‌که خودش یقین دارد از تشخیص و درمان بیماری‌های کاسکو هیچ نمی‌داند و حتی نمی‌داند که چگونه باید کاسکو را برای معاینه یا استعمال دارو مهار کند، به‌جای آنکه بگوید من فقط روی فلان خانواده از حیوانات یا پرندگان کار می‌کنم و یک دامپزشک مجرب را به آن‌ها معرفی کند، این بیمار پردار عزیزکرده برای صاحبش را می‌پذیرد. او که تاکنون حتی یکی از کتاب‌های فارسی کاسکو را نخوانده و در مورد طوطی‌ها و به‌خصوص کاسکو و حساسیت‌های فوق‌العاده آن هیچ نمی‌داند، صرفاً برای گرفتن حق ویزیت و چندین بار کشاندن صاحب کاسکو به مطبش تجویزهایی برای کاسکو می‌کنند!

داستانی در مورد یک کاسکو

امروز خانمی از کرج به من تلفن زد و گفت: کاسکویم را برای معاینه نزد فلان شخص بردم. او گفت من دستکش ندارم. برو یک جفت دستکش جوشکاری خریداری کن و بیاور تا من بتوانم با آن کاسکو را بگیرم.

شرح داستان

آن خانم گفت: وقتی او چنین گفت، من متوجه شدم او که ابزار کار خودش را ندارد، حتماً فردی مجرب نیست و با این فکر کاسکوی خودم را نزد دامپزشک دیگری بردم. دومی دستکش‌های جوشکاری‌اش را به دست کرد و به خیال خودش کاسکو را معاینه کرد و بعد پشت میزش نشست و چند ورقه کپسول ۲۵۰ میلی‌گرمی تتراسیکلین و ۴ آمپول تقویتی ویتامین تجویز کرد و از من خواست آن‌ها را تهیه کنم و ببرم پیش کسی که آمپول‌های کاسکو را بزند. گفتم من نمی‌دانم چگونه این داروها را به کاسکو بدهم و نمی‌دانم نزد چه کسی بروم که آمپول به کاسکو بزند. گفت تهیه کن و بیار اینجا تا خودم قرص را به کاسکو بدهم و آمپولش را بزنم.

با تهیه داروها او دوباره با همان دستکش‌های جوشکاری‌اش و به کمک خانمی که دستیارش بود، درحالی‌که کاسکو فریاد می‌کشید، دهان کاسکو را باز کردند و یک کپسول تتراسیکلین ۲۵۰ میلی‌گرمی را داخل حلق کاسکو انداختند و سپس آمپول تقویتی را در عضله سینه کاسکو تزریق کرد و من کاسکو را به خانه آوردم. درحالی‌که قبل از بردن نزد دامپزشک، کاسکو سالم و سرحال بود و از ظهر که از مطب دامپزشک آن را به خانه آورده‌ام، دیگر توان نشستن روی چوب نشیمنگاهش را ندارد و در کف قفس افتاده و دائماً چشمانش بسته است و آب و غذا هم نمی‌خورد!

کاسکوهای وارداتی
کاسکوهای وارداتی

کمی تأمل در مورد کاسکوهای وارداتی

آیا به‌راستی ما حق‌داریم با حقوق مردم به خاطر یک حق ویزیت گرفتن و چرب‌تر کردن آن با تجویز و استعمال ۴ آمپول برای یک کاسکو چنین کنیم؟ آیا اگر محکمه‌ای باشد، آن دامپزشک می‌تواند جواب‌گو شود که چرا یک کپسول آنتی‌بیوتیک مناسب برای یک انسان ۷۵ کیلوگرمی را به یک کاسکوی ۴۰۰ گرمی خورانده است؟ آیا کاسکوی سالمی که فقط برای یک معاینه معمولی و مطمئن شدن از وضعیت سلامتی‌اش، صاحبش نزد یک دامپزشک می‌برد، نیاز به تجویز داروی تقویتی داشته و اگر بگوییم که داروی تقویتی بلامانع است، آیا می‌توان آن را موردی فوریتی پنداشت که به‌جای خوردنی، داروی تزریقی برای آن تجویز شود؟!

آیا دامپزشک نباید بداند که تجویز ویتامین و مواد معدنی به‌عنوان یک داروی تقویتی و آن‌هم برای یک کاسکوی سالم و سرحال تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند چنان واجب تلقی شود که به‌جای خوردنی، شکل تزریقی آن استعمال شود؟ آیا دامپزشک نباید بداند که اگر برای کاسکوهای وحشی آمپول استعمال شود، احتمال مبتلا شدن آن‌ها به بیماری ترس یا سکته کردن و سپس مرگ حتمی آن‌ها بسیار بالاست؟ آیا او نباید بداند که اگر تجویز یک داروی تقویتی ضرری حتی جزئی برای کاسکو داشته باشد، نباید چنان تجویزی را انجام دهد.

توصیه‌هایی در ارتباط با کاسکوهای وارداتی اسیرشده – بخش سوم

دقت بفرمایید! این فقط یکیکاسکوهای وارداتی بوده است که روزانه به همین ترتیب در کشور ما توسط دامپزشکان بی‌تجربه به کشتن داده می‌شوند. به این نکته هم دقت بفرمایید که تمام خانواده‌هایی که کاسکو خریداری می‌کنند، چنان پولدار نیستند که پول مربوط به خرید یک کاسکو را به‌راحتی به دست آورده باشند. درواقع خانواده‌های پولدار کاسکوی وحشی خریداری نمی‌کنند، آن‌ها چون مشکل مالی ندارند، کاسکویی سخنگو خریداری می‌کنند و از همان روز اول از آن لذت می‌برند و چنان کاسکوها مشابه کاسکوهای وحشی نیستند که دچار استرس باشند و نیازی به معاینه شدن توسط هرکسی داشته باشند.

پس یک خانواده متوسط یا کم‌بضاعتی که با هزارویک گرفتاری مالی و برای آوردن کمی شادی به خانه خود، اقدام به خرید یک کاسکوی وحشی می‌کند تا پس از چندین ماه تحمل دوران وحشی بودن، اهلی شود و از آن کمی لذت ببرد، بسیار شرم‌آور است که به همین راحتی توسط فردی بی‌سواد و بی‌تجربه و غیرمسئول به کشتن داده شود و با مردن کاسکو، هم پول خرید کاسکو و هم هزینه ویزیت و دارو و درمان بیهوده و غلط ضایع شود و هم سرانجام آن‌ها دچار یک مصیبت جدی به خاطر مرگ کاسکو شوند.

یک توصیه مهم

به‌هرحال، متأسفانه جلوگیری از چنین اعمال سودجویانه که چیزی کمتر از جنایت نیست و در کشورهای غربی، چنین افراد به‌موجب قانون تحت پیگرد قرار می‌گیرند؛ بنابراین توصیه اکید دارم که اگر میل ندارید که با فاجعه مرگ کاسکو در خانه مواجه شوید، در خرید و نگهداری از کاسکو هدفمند عمل کنید. دقت کنید که شما برای ارزان‌قیمت‌ترین کاسکو باید چندین برابر قیمت کتاب‌های فارسی کاسکو پول بپردازید. پس بهتر است که حتی اگر اهل کتاب‌خوانی نیستید، در این مورد یا سهل‌انگاری نکنید یا از خرید کاسکو در شرایط ناآگاهی صرف‌نظر کنید و بی‌جهت پول و وقت خودتان را تلف نکنید و بی‌جهت مصیبت مرگ کاسکو را به خودتان و سایر افراد خانواده خودتان تحمیل نکنید!

چند توصیه
توصیه‌هایی در مورد کاسکوهای وارداتی

توصیه‌هایی در ارتباط با کاسکوهای وارداتی اسیرشده – بخش چهارم

این‌یک واقعیت است که کاسکو در همه خانواده‌ها ظرف فقط چند روز به‌صورت یک عضو عزیز درمی‌آید و نه‌تنها در ایران. لذا همان‌طور که این طوطی واجد بسیاری از صفات بچه انسان است و زوج‌های بی‌فرزند می‌توانند با داشتن آن، احساس عدم نیاز به بچه کنند، وقتی هم که کاسکو خدای‌ناکرده در خانه‌ای بمیرد، تمام افراد آن خانواده احساس می‌کنند عزیزی را ازدست‌داده‌اند. حال اگر شما به این حقیقت که مربوط به منافع و عواطف شخصی و خانوادگی خودتان می‌شود، توجه نکنید، آیا انتظار دارید یک فروشنده یا یک دامپزشک بی‌تجربه در فکر حفظ منافع شما باشد. به‌هرحال، به مردم توصیه می‌کنم که حداقل یک ماه قبل از خرید کاسکو، کتاب‌های کاسکو را تهیه کنند و آن‌ها را دو بار خوب بخوانند. مردم اول کاسکو می‌خرند و بعد کتاب‌های کاسکو را خریداری می‌کنند، زمانی اطلاعات لازم را به دست می‌آورند که دیگر کار از کار گذشته است.

چند نکته مهم

با عمل به توصیه‌های فوق، پس از واردکردن یک کاسکوی خوب به خانه تا یک ماه پس از خرید کاسکو؛ یعنی تا وقتی‌که ترس کاسکو کاملاً از آدمیزاد نریخته است، نباید آن را از خانه خارج کنید. در طول این‌یک ماه باید ضمن تغذیه صحیح و سایر مراقبت‌های لازم، کاسکو را به یک حوله اختصاصی خودش عادت دهید، جوری که از آن حوله به‌هیچ‌وجه نترسد. پس از حدود یک ماه که از خرید کاسکو گذشت، شما می‌توانید در مواقع نیاز، آن را با حوله خودش بگیرید و اگر آن را نزدیک دامپزشک «مجرب» بردید باید حوله کاسکو را نیز همراه ببرید تا او کاسکوی شما را با حوله خودش بگیرد، نه دستکش جوشکاری. در طول یک ماه اول پس از خرید، همچنان به مطالعه و کسب آگاهی‌های بیشتر در موارد مختلف مربوط به کاسکو ادامه دهید و اگر نیاز به مشاوره دارید، کاسکو را همراه خود نیاورید.

کمی بیشتر در مورد کاسکوهای وارداتی

در طول چند ماه اول، به‌موازات کم شدن ترسش از شما، عادت آن به شما روزافزون می‌شود، طوری که دیگر نمی‌تواند دوری از شمارا تحمل کند. کاسکویی که در خانه شما اهلی می‌شود، وطنش خانه شما می‌شود و والدین و همنوعانش خود شما می‌شوید و قطعاً به‌جای جفت جنسی یکی از افراد خانواده را به‌عنوان جفت عاطفی‌اش انتخاب می‌کند و با دیگران هم دوست می‌شود؛ اما غافل است که اگر توانایی سخنگو شدن نداشته باشد، شما دیگر آن را دوست نخواهید داشت و تصمیم به فروش آن خواهید گرفت و دوباره دربه دری‌اش شروع می‌شود.

لذا از تمام هم‌وطنان عزیز تقاضا دارم که قبل از خرید کاسکو، بیندیشند که اگر فقط و فقط علاقه‌مند داشتن یک کاسکوی سخنگو هستند، درصدد برآیند که یک کاسکوی سخنگو شده در یک خانواده دیگر را که به هر علت قصد فروش آن رادارند، خریداری کنند و از خرید کاسکوهای وحشی یا اهلی غیر سخنگو حتماً خودداری کنند. کاسکوهای وحشی، یا سخن‌گو می‌شوند یا نمی‌شوند و مردم با آگاهی از این حقیقت، اگر نمی‌توانند وجود یک کاسکوی غیر سخنگو در خانه خودشان را تحمل کنند، پس نباید نسبت به خرید کاسکوهای غیر سخنگو (کاسکوهای وحشی یا کاسکوهای اهلی غیر سخنگو) اقدام کنند.

1
کاسکوهای وارداتی

سخن آخر

کاسکوهای وارداتی مصیبت‌های فراوانی را از زمان صید شدن تا رسیدن به خانه شما طی می‌کنند و با یک دنیا غم و ناراحتی و استرس فیزیکی و روانی وارد خانه شما می‌شوند. در خانه شما اگر بتوانند انبوه آن دردها را تحمل کنند و زنده بمانند، کلی زجر می‌کشند تا با خانه شما و خود شما و خانواده شما آشنا شوند و دیگر از شما نترسند.

اکثر مردم ما، به‌محض آن‌که متوجه می‌شوند کاسکوشان هرگز سخن‌گو نخواهد شد، به‌یک‌باره تمام عواطف خودشان نسبت به کاسکو را نادیده می‌گیرند و کم‌کم عشقشان نسبت به همان کاسکوی عزیزکرده خودشان فروکش می‌کند، جوری که انگار غذا دادن و نظافت کاسکو را حرام کردن غذا و وقت خودشان تلقی می‌کنند. لذا طولی نمی‌کشد که کاسکوی سخن‌گو نشده، از چشمشان می‌افتد و درصدد برمی‌آیند که آن را بفروشند!

اطلاعات بیشتر در مورد کاسکوهای وارداتی

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد کاسکوهای وارداتی می‌توانید به ویکی‌پدیا مراجعه نمایید. همچنین اگر قصد دارید حیوانات خانگی خود، از قبیل پرندگان را خرید و فروش نمایید می‌توانید به وبسایت واسط‌کالا یا اپلیکیشن واسط‌کالا مراجعه نمایید و بدون دردسر اینکار را انجام دهید.